تبلیغات
Magic Spirit - تکست طنز




Welcome
The Owner Here


Konichiva Tomodachi! Genki? Do follow me please
MagicSpirit
click number
secret box

1 2
Click on numbers


Credit
The Creative!

Template : Minami Eli
Basecodes : Magic Spirit

تکست طنز
پنجشنبه 14 تیر 1397 || 06:27 ب.ظ
نویسنده: ✦Mïηαmï Eレï✧ || ارسال شده در: ღjokesღ ،



http://uupload.ir/files/qpyi_891060_586.jpg

یــــــــــــــو ^-^
برا دیدن تکستای طنز = ادامه مطلب

پ.ن: عکس پست: سمت چپ = چیزی که تایپ میکنی
                       سمت راست = قیافت وقتی همونو تایپ میکنی

یه بار خیلی مریض تو خونه افتاده بودم
که یهو بابا بزرگم خیلی جدی با یه تفنگ ساچمه ای اومد تو به بابام گفت
اگه زیاد زجر میکشه بگو خلاصش کنم ._.
---------
تلفن ما همیشه 5-6 بار زنگ میخوره
دوتای اولش اهالی خونه دارن مذاکره میکنن کی برداره
دوتای دوم دنبال گوشی میگردن
آخری هم در حال آنالیز شماره هستن
بعدشم قبل جواب دادن قطع میشه :|||
---------
دیشب بعد از تلاش های بسیار
داشتم کم کم از فکر اینکه چرا پنگوئنا زانو ندارن خلاص میشدم و خوابم میبرد....
که....
یهو رفتم تو فکر اینکه چرا زانوی مرغ برعکسه :||
آخه چرااااااااااا با من اینجوری میکنین؟ بزارین بخوابمممممم T.T
---------
نگارش کلمات چینی خیلی حساسه!!!!
مثلا یه هشت طبقه با سقف شیبدار و پیلوت و فضای سبز میکشی یه معنی داره....
حالا اگه پنجره یکی از این واحدها رو باز کنی معنیش عوض میشه ._.
-------------
دختره نوشته: دو تا چشم قهوه ای قاجاری دارم....
انگار چشمای ما صورتی هخامنشیه :||
-------------
اونایی که چل لب و چال چونه و کمر با هم دارن دیر خشک شدن
خدا هی انگشت زده بهشون ببینه کی گلشون خشک میشه :|
-------------
ینی هربار این پوست کنار ناخن رو کشیدم تا قوزک پام اومده پایین!!
خب خدا جون موقع اسمبل زیرش می نوشتی "آدم از اینجا باز می شود" تا دیگه دست نزنیم بهش:|
-------------
یه سریام هستن وقتی میخندن میرن رو سایلنت!! دهنشون قد دهن تمساح باز میشه و فقط ازش هوا میاد بیرون....
آدم یاد سشوار بی صدا میافته ._.
-------------
یه بار داشتم با اتوبوس وی آی پی میرفتم راننده هم کولر رو گذاشته بود رو آخرین درجه
انقد هوای اتوبوس سرد شد یه نفر که صندلی بغل دستم نشسته بود از خواب بیدار شد گفت داداش این کولر رو کم کن پنگوئن که بار نزدی :|||
-------------
فقط در زبان فارسیه که میشه 19 تا فعل رو کنار هم گفت:
داشتم میرفتم دیدم گرفته نشسته گفتم بذار بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام بذار برم بگیرم بخوابم
نه فاعلی نه مفعولی نه قیدی نه صفتی :|
یکی بخواد اینو به انگلیسی ترجمه کنه رباط صلیبی مغزش پاره میشه
-------------
کاش منوی کافه ها عکس هم داشتن که بدونیم چی سفارش میدیم
دیروز رفتم کافی شاپ یه leskgrwpgmlb سفارش دادم
همون آب خوردن خودمون بود یه زیتون انداخته بودن ته لیوانش :|||
-----------
مامانم یه سری استیکر گل و بوته و بلبل داره، هرکی هرچی بگه از اونا استفاده میکنه!!!
من تکست بدم بگم خاور زده بهم بازم ی مشت گل و بوته میفرسته :|
-----------
دیشب دیر اومدم خونه بابام گفت کجا بودی آواره بدبخت؟
گفتم خونه دوستم
ورداشت به 10 تا از دوستام زنگ زد!! دمشون گرم هر 10 تاشون گفتن خونه ما بوده!! :|
2 تاشون که دمشون گرم گفتن الان اینجاس، خوابه، خستس بیدارش نمیکنیم!!!!!!!!!!
اینا به درک....
من حیرون مرام اون دستمم که سنگ تموم گذاشت گفت....
اینجاس داره نماز میخونه
و اما، و اما....
رفیق فابم که ترکوند دیگه!!!! صداشو شبیه من کرد و گفت
سلام بابا خیلی خوابم میاد بعدا بهت زنگ میزنم؟؟؟؟؟؟؟؟ ://///
خرابه این رفقامم :||
-------------
آقا یه سوالیه که از بچگی تا حالا ذهن منو درگیر خودش کرده!!
دستمال قدرت داداش کایکو چرا همیشه تو جیب میتی کومان بود؟
چرا تو جیب خودش نبود؟!!!
تازه علامت میتی کومان هم تو جیب تسوکه بود :|||
خب چرا هرکس وسایل خودشو نگه نمیداشت؟؟؟؟ :|||
---------
تمام >_<